اس ام اس جدید - نقشه سایت اس ام اس - برچسب های اس ام اس - تماس با اس ام اس

منتخبی از اشعار کوتاه مولوی

گیره کوچک کننده و فرم دهنده بینی
ساعت دخترانه الیزابت

منتخبی از اشعار کوتاه مولوی

اشعار کوتاه مولوی

منتخبی از اشعار کوتاه مولوی

منتخبی از اشعار کوتاه مولوی

اشعار مولوی

هلـــه نومیـــد نباشی کـــه تـــو را یـــار بــراند
گـــرت امروز بـــراند نــه کـــه فـــردات بخواند
در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کـــن آن جا
ز پس صبر تـــو را او به ســـر صـــدر نشاند
و اگــر بر تو ببندد همه ره‌ها و گذرهــا
ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند…

منتخبی از اشعار کوتاه مولوی

ای دوست قبولم کن وجانم بستان
مستــم کـــن وز هر دو جهانم بستان
بـا هـــر چـــه دلم قـــرار گیـــرد بــی تـــو
آتش بــه مـــن انـــدر زن و آنـــم بستـان…

منتخبی از اشعار کوتاه مولوی

تا از تو جدا شده ست آغوش مــرا
از گریه کسی ندیده خاموش مرا
در جان و دل و دید فراموش نه ای
از بهر خـدا مکن فراموش مرا

منتخبی از اشعار کوتاه مولوی

دلتنگم و دیدار تو درمان من است
بی رنگ رخت زمانه زندان من است
بر هیچ دلی مبـاد و بر هیچ تنی
آنچ از غم هجران تو بر جان من است

منتخبی از اشعار کوتاه مولوی

اندر دل بی وفا غــم و ماتم باد
آن را که وفا نیست ز عالم کم باد
دیدی که مـرا هیچ کسی یاد نکرد
جز غـم که هزار آفرین بر غم باد

منتخبی از اشعار کوتاه مولوی

ای نرگس پر خواب ربودی خواب
وی لاله سیـراب ببردی آبم
ای سنبـل پرتاپ ز تو در تابم
ای گوهر کمیاب تو را کی یابم؟

منتخبی از اشعار کوتاه مولوی

قومی غمگین و خود مدان غم ز کجاست
قومی شادان و بیخبر کان ز چه جاست
چندین چپ و راست بیخبر از چپ و راست
چنین من و ماست بیخبر از من و ما است

منتخبی از اشعار کوتاه مولوی

گر شرم همی از آن و این باید داشت
پس عیب کسان زیر زمین باید داشت
ور آینه‌وار نیک و بد بنمائی
چون آینه روی آهنین باید داشت

منتخبی از اشعار کوتاه مولوی

گویند که عشق عاقبت تسکین است
اول شور است و عاقبت تمکین است
جانست ز آسیاش سنگ زیرین
این صورت بی‌قرار بالایین است

منتخبی از اشعار کوتاه مولوی

من محو خدایم و خدا آن منست
هر سوش مجوئید که در جان منست
سلطان منم و غلط نمایم بشما
گویم که کسی هست که سلطان منست

منتخبی از اشعار کوتاه مولوی

هر ذره که در هوا و در هامونست
نیکو نگرش که همچو ما مجنونست
هر ذره اگر خوش است اگر محزونست
سرگشته خورشید خوش بیچونست

منتخبی از اشعار کوتاه مولوی

بی‌عشق نشاط و طرب افزون نشود
بی‌عشق وجود خوب و موزون نشود
صد قطره ز ابر اگر به دریا بارد
بی‌جنبش عشق در مکنون نشود

منتخبی از اشعار کوتاه مولوی

آنکس که ترا دید و نخندید چو گل
از جان و خرد تهیست مانند دهل
گبر ابدی باشد کو شاد نشد
از دعوت ذوالجلال و دیدار رسل

منتخبی از اشعار کوتاه مولوی

بر ما رقم خطا پرستی همه هست
بدنامی و عشق و شور و مستی همه هست
ای دوست چو از میانه مقصود توئی
جای گله نیست چون تو هستی همه هست

منتخبی از اشعار کوتاه مولوی

بیرون ز جهان و جان یکی دایه‌ی ماست
دانستن او نه درخور پایه‌ی ماست
در معرفتش همین قدر دانم
ما سایه اوئیم و جهان سایه ماست

منتخبی از اشعار کوتاه مولوی

چشمی دارم همه پر از صورت دوست
با دیده مرا خوشست چون دوست در اوست
از دیده دوست فرق کردن نه نکوست
یا دوست به جای دیده یا دیده خود اوست

منتخبی از اشعار کوتاه مولوی

در دایره‌ی وجود موجود علیست
اندر دو جهان مقصد و مقصود علیست
گر خانه‌ی اعتقاد ویران نشدی
من فاش بگفتمی که معبود علیست

منتخبی از اشعار کوتاه مولوی

درویشی و عاشقی به هم سلطانیست
گنجست غم عشق ولی پنهانیست
ویران کردم بدست خود خانه‌ی دل
چون دانستم که گنج در ویرانیست

منتخبی از اشعار کوتاه مولوی

از آتش عشق در جهان گرمیها
وز شیر جفاش در وفا نرمیها
زانماه که خورشید از او شرمنده‌ست
بی‌شرم بود مرد چه بی‌شرمیها

منتخبی از اشعار کوتاه مولوی

از حال ندیده تیره ایامان را
از دور ندیده دوزخ آشامان را
دعوی چکنی عشق دلارامان را
با عشق چکار است نکونامان را

منتخبی از اشعار کوتاه مولوی

عشقت به دلم درآمد و شاد برفت
بازآمد و رخت خویش بنهاد برفت
گفتم به تکلف دو سه روز بنشین
بنشست و کنون رفتنش از یاد برفت

منتخبی از اشعار کوتاه مولوی

بر هر جائیکه سرنهم مسجود او است
در شش جهت و برون شش، معبود اوست
باغ و گل و بلبل و سماع و شاهد
این جمله بهانه و همه مقصود اوست

منتخبی از اشعار کوتاه مولوی

برخیز و طواف کن بر آن قطب نجات
ماننده‌ی حاجیان به کعبه و به عرفات
چه چسبیدی تو بر زمین چون گل تر
آخر حرکات شد کلید برکات

منتخبی از اشعار کوتاه مولوی

آن تلخ سخنها که چنان دل شکن است
انصاف بده چه لایق آن دهن است
شیرین لب او تلخ نگفتی هرگز
این بی‌نمکی ز شور بختی منست

منتخبی از اشعار کوتاه مولوی

آن خواجه که بار او همه قند تر است
از مستی خود ز قند خود بیخبر است
گفتم که ازین شکر نصیبم ندهی
نی گفت ندانست که آن نیشکر است

منتخبی از اشعار کوتاه مولوی

آن سایه‌ی تو جایگه و خانه‌ی ما است
وان زلف تو بند دل دیوانه‌ی ما است
هر گوشه یکی شمع و دو سه پروانه است
اما نه چو شمع که پروانه‌ی ما است

منتخبی از اشعار کوتاه مولوی

آن وقت که بحر کل شود ذات مرا
روشن گردد جمال ذرات مرا
زان می‌سوزم چو شمع تا در ره عشق
یک وقت شود جمله اوقات مرا



خرید اینترنتی موبر دائمی ساندپیل Sundepil
کفی ژله ای افزایش قد
مطالب مشابه
خرید اینترنتی سفیدکننده دندان White Light
آخرین ارسال ها

دستبه بندی
دوستان





ارسال اس ام اس
ارسال اس ام اس